فرزندم این چنین باید بود
جایی که مدارا درشتی به حساب می آید به جای مدارا درشتی باید، بسا که دارو عامل بیماری شود
ودرد عامل درمان گردد، بسا اندرز دهد که از او اندرز نپایند و خیانت کند کسی که جهت اندرز نزد او
آیند،وبپرهیز از تکیه کردنت بر آرزوها که کالای احمقان است. و عقل وسیله ای جهت به خاطر سپردن
و بهرهبردن از تجربه هاست. و بهترین نتیجه آن است که تورا پند آموزد. فرصت را پیش از آنکه از دست
رود و اندوهی گلوگیر شود غنیمت دان. هر خواهنده و تلاشگر به مقصود نرسد و هر رفته بازنگردد.
حال کهزمانه رام توست آن را آسان گیر و به امید بیشتر، خطر را برخود مپذیر. خشم خود را اندک اندک
بیاشام که من جرعه ای شیرین تر از آن ننوشیدم و پایانی گواراتر از آن ندیدم. اگر خواستی از برادرت
ببُری جایی برای دوستی برای او نزد خود بگذار که اگر روزی بر وی آشکار گردید امکان برگشت داشته باشد.
ای فرزندم بدان که رزق، دو رزق است رزقی که تو به دنبال آن هستی و رزقی که آن به دنبال توست.
رزق نوع دوم طوری است که اگرهم به سوی آن نروی به سوی تو می آید. اگر به جهت آنچه از دستت
رفته نگران و ناراحتی، پس نگران باش برای همه آنچه در دست نداری. و از آنچه نبوده بر آنچه بوده
دلیل بگیر که کارها شبیه یکدیگرند.
اندوه هایی که برتو روی آرند از خود دورگردان، با دل نهادن برشکیبایی و یقین. یار به منزله خویشاوند
است و دوست کسی است که درنهان به دوستی پایبند است و هوای نفس را با رنج پیوند است.
بسا نزدیک که از دور دورتر است و بسا دور که از نزدیک نزدیک تر. و غریب کسی است که اورا دوستی
نیست.و هرکس اندازه خود بداند آن برایش باقی می ماند.آنکه در کار تو نپاید دشمنت به حساب آید
و نه هر رخنه ای را آشکار توان دید و نه برهر فرصتی توان رسید . چه بسا بینا به خطا افتد و کور به
مقصد خود رسد.
فرزندم آگاه باش آنکه گنجینه های زمین و آسمان در دست اوست به تو رخصت دعا داد و اجابت آن را
کفایت کرد و تو را بفرمود که دست نیاز به سوی او برداری تا نیازت برآورد، و از او طلب کنی تا برتو
رحمت کند، و میان تو با خویش هیچ کس را حجاب نکرد و تورا به کسی وانگذاشت تا نزد او برای تو
میانجی گری کند . از این بازت نداشت که اگر گناه کردی درتوبه بکوبی، و در خشم برتو شتاب نورزیده
، و چون به او بازگشتی سرزنشت نکند، و آنجا که سزاوار رسوایی بودی رسوایت نساخت، و در قبول
توبه بر تو سخت نگرفت، و به سبب گناه با تو مناقشه نکرد، و از رحمت خویش ناامیدت نفرمود، و در
توبه بر تو نبست... هنگامی که اورا بخوانی ندای تورا می شنود و توجه کند، و چون با او به نهان راز
گویی، گفتگوی نهانت می داند.
چون روح حاکم برزمانه تغییرکند، زمانه دگرگون شود. پیش از آنکه به راه افتی بپرس که همراهت
کیست و پیش از گرفتن خانه ، ببین که با کدام همسایه خواهی زیست و خویشاوندانت را گرامی
بدار که آنانچون بال تو اند که بدان پرواز می کنی، و دین و دنیای تو را به خدا می سپارم و بهترین
قضا را از وی برایتو درخواست میدارم . امروز و هرزمان هم دراین جهان و هم در آن جهان والسلام .
مختصری از نامه 31 نهج البلاغه
من با تو خواهم آمد ای آب